محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2324
مرآة البلدان ( فارسى )
دو جانب جيحون جميعا داراى عمارات است و قبل از غارابخشنة به شش فرسخ نهرى است كه منشعب شده است از جيحون كه اطراف آن نهر عمارت اهل قرى و دهاقين است و تا شهر به همين منوال است و اين شهر مسمى است به « گاوخواره » . و تفسير گاوخواره ، خورندهء گاو است و آن نهرى است كه عرضش پنج ذراع و عمقش مقدار دو قامت است و سفاين در آن كار مىكند و منشعب مىشود از اين نهر گاوخواره بعد از جريان و رفتن پنج فرسخ نهرى كه ناميده مىشود كريه « 2 » و معمور شده است به واسطهء آن نهر بعضى دهات و از براى عمارت حول شط جيحون از طاهريه تا هزار اسب عرض زيادى نيست و عريض مىشود چون به هزار - اسب رسيد و مىرسد عرض جيحون به مقدار يك منزل تا مقابل شهر . پس از آن كم مىشود عرض و تنگ مىشود تا مىرسد پهناى آن در جرجانيه به مقدار دو فرسخ . پس ممتد مىشود تا قريهاى كه مسمى به كيت است بر پنج فرسخ از كوجاغ . و آن قريهاى است به قرب جبل . و نيست در اين عرض عمارتى غير از اين قريه و در پشت اين كوه صحرا و بيابان است . و از هزار اسب تا ساير محالى كه در طرف غربى جيحون است نهرهائى است كه از جملهء آنها نهر هزار اسب است كه منشعب شده است از جيحون از جانب نزديك آمل و آن مقدار نصف نهر گاوخواره است [ و در آن سفينهها در كار است ] « 3 » . پس از آن به مقدار دو فرسخ از هزار اسب نهرى است معروف به كردرانخواش و اين نهر بزرگتر از نهر هزار اسب است . و بعد آن نهر خيوه است و آن نهرى است بزرگتر از نهر كردران - خواش و جارى مىشود در آن كشتيها تا خيوه و بعد از آن نهر مدرا مىباشد . و آن نهر بزرگتر از نهر گاوخواره و دو برابر آن است و جارى مىشود در آن سفاين تا مدرا و ما بين نهر مدرا و نهر خيوه مقدار يك ميل راه است . و از نهر وداك « 4 » تا مدينهء خوارزم مقدار دو فرسخ است و از سمت اسفل شهر خوارزم از ناحيهء جرجانيه نهرى است كه ناميده مىشود بوه و مجتمع مىشود آب بوه و آب وداك در حد دهى كه معروف به اندراستان
--> ( 2 ) - ايضا : كزيه . ( 3 ) - مسالك و ممالك : [ چنانكه كشتى برو برود ] . ( 4 ) - متن : مداك .